به اوگفتم دوستت دارم بی تفاوت ازکنارم گذشت ومرارهاکرد.به دیگری گفتم اونیزهیچ نگفت
ورفت.به دیگری گفتم اونیزبانگاهی توام ازسرزنش ازکنارم گذشت ودیگری .....ولی هیچکس
صدای قلبم رانشنید.
ناامیدبرزمین نشستم.وجودم ازشدت دردواندوه می لرزید.دست های لرزانم راباناامیدی روبه
آسمان بلندکردم ونالیدم((دوستت دارم))
بلافاصله صدای گرم وآشنا جواب داد(( من تو را بیشتر ))
ورفت.به دیگری گفتم اونیزبانگاهی توام ازسرزنش ازکنارم گذشت ودیگری .....ولی هیچکس
صدای قلبم رانشنید.
ناامیدبرزمین نشستم.وجودم ازشدت دردواندوه می لرزید.دست های لرزانم راباناامیدی روبه
آسمان بلندکردم ونالیدم((دوستت دارم))
بلافاصله صدای گرم وآشنا جواب داد(( من تو را بیشتر ))
نظرات شما عزیزان:
یه دوست 

ساعت18:02---4 آبان 1391
امیدت به خدا باشه.بنده ها تحملشون کمه،دعا کن همه چی درس شه
پاسخ:آره،من نمیدونم چرا اینطورین،امید همه ما باید به خدا باشه چون اونه که تحمل زیادی داره.ممنون
یه دوست 

ساعت18:02---4 آبان 1391
امیدت به خدا باشه.بنده ها تحملشون کمه،دعا کن همه چی درس شه.gif)
.gif)