خدا بهترین دوست من
خدا بهترین دوست من
  


روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: “تمام سعی ام را می کنم…!”
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد … چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست …



نظرات شما عزیزان:

ati
ساعت1:49---27 آبان 1391
سلام خسته نباشی. تب و تاب عشق اینقدر زیاده که عاشقان سختی های این مسیر رو به جون میخرند و خدا انقدر کرامت داره که برای رسیدن به وصال معشوق مسیرهارو هموار میکنه اگه ثابت قدم باشی.

آپلین
ساعت17:18---2 آبان 1391
سلام داستان خیلی آموزنده ای بود،این نشون میده واسه هر چی تلاش کنی بهش خواهی رسید البته با کمک خدا،حتی اگه اون چیز عشق باشه.عشق نه،عشق واقعی.
نه این عشق هایی که تو کوچه خیابونا ریخته.


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:








نوشته شدهسه شنبه 2 آبان 1391برچسب:, توسط عاطفه
.: Weblog Themes By www.NazTarin.com :.